ساحل عشق یعنی زندگی
عاشقانه
افسوس قحطی عشق تازگی ندارد آن که میگفت دوست دارم حالا در قصه هاست و من به خیالم تو همان شاپرکی که بر شانه هایم نشتی و خنده را بر لبانم زنده میکنی... من قصه ی خزانم من رنگ زردزردم من طرح یک سقوطم من رونوشت دردم دنیا جهنم است ومن غرق رنج وغصه با خاطرات زشتتم همیشه در نبردم پاهای خسته دارم قلبی شکسته دارم یخ بسته قلبم اری من سرد سرد سردم راهی به خود ندارم درگیر غصه هستم بخت سیاهم این است بیراهه در نوردم عادت به قلب تنها با هستی ام سرشته من نقش یک شکستن من مرد قصه گردم دستت را میگیرم می فشارم تا احساس کنی عاشقت هستم گرمای دستانم از قلبم پیغام میدهد مرا تنها نذار من هنوز تو را دارم... گاهي كه دلم... وقتی که من عاشق بودم او دوستم نداشت.
حالا که عاشقم شده من دیگر
نیستم. حالا فهمیدم که چرا اول قصه ها همیشه میگن :
" یکی بود یکی نبود " شما
اونقدر به ما لطف کردید که من هیچ وقت به شما کلمه ی نه رو نمیگم اونی هم که باید
بگه ببخشید منم شما منوببخش بندری پرسیدید چرا درمورد م هیچی بهتون نگفتم چون من فقط دوبار اونوکلا دیده بودم اون اشنایی و چت هم خوندی که فکرتون رو منحرف کرد فقط یه متن بود واسه شروع چون هیچی برای نوشتن جدید وجود نداشت حرفای اخرش هم همش چرندیات بود بايد بدجنس باشي..!! تا عاشقت باشن......!! باغبانی پیرم که به غیر گلها از همه دلگیرم کوله ام غرق غم است ادم خوب کم است عده ای بی خبرند عده ای کور و کرند و گروهی پکرند دلم از این همه بد میگیرد و چه خوب است که باز ادمی میمیرد..... ملکی در حكم سه پروانه ایم
در جهان عاشقان، افسانه ایم اولی خود را به شمع نزدیك كرد گفت: آری من یافتم معنای عشق دومی نزدیك شعله بال زد گفت: حال، من سوختم در سوز عشق سومی خود داخل آتش فكند آری آری این بود معنای عشق ... منه دیوونه رو باش که نفهمیدم تو بی رحمی تمام مشکلم اینه که حرفامو نمیفهمی منو باش که نفهمیدم تو بی ذوقی دروغ بود اینکه میگفتی تو هم محو گل یاسی منه دیوونه رو باش که شکستم با شکسته تو تو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دسته تو منه دیوونه رو باش که واسه تو گریه کردم تو رو باش که نفهمیدی تو شعرم گم شده حرفم منه دیوونه رو باش که واست خوندم چقدر ساده تو حرف عاشقونم رو شنیدی حاضر وآماده منو باش که نفهمیدم منو دیگه نمیخواستی چقد دیوونه ای راستی جقد دیوونه ام راستی منو باش که با یه آهنگ میخواستم مهربون تر شم زدی تیروتوی ذوقم نداشتی حوصله بازم منه دیوونه رو باش که تو رو عاشق حساب کردم چقد دیوونه تر چون باز تو رو اینجا خطاب کردم منه دیوونه رو باش که درسته خیلی دیوونم جهنم میرم اما نه کنار تو نمیمونم اینم یه نامه ابری به امضای یه دیوونه فقط بیچاره اون کس که یه عمر وبا تو میمونه


...هیچوقت

به اندازه ی تمام غروبها مي
گيرد...
چشمهايم را فراموش مي كنم...
اما دريغ كه گريه ی دستانم نيز مرا به
تو نمي رساند...
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس...
مهربانتر از
گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست...
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي
شناسد...
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند...
با اين همه ، مهتاب، اين
تمام واقعه نيست...
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد...
و هر اقيانوس به ساحلي
مي رسد...
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد...
از چهار فصل دست
كم يكي كه بهار است...
من هنــوز تورا دارم

يـه بـغض كهـنه و يـه چشـم خـيس
و
يـه موزيك لايت و
يـه فـنجون قهـوه ي تـلخ
ببخشید اگربه دلتون نچسبید خودتون ببخشید
بايد خيانت كني.........!! .......... تا ديوونه ات باشن...!!
بايد دروغ بگي...............!!........تا هميشه تو فكرت باشن...!!
بايد هي رنگ عوض كني......!!..............تا دوسِت داشته باشن...!!
اگه ساده اي ...!!...اگه باوفايي...!!....اگه يك رنگي...!!.........هميشه تنهايي










![13197012041[1].jpg](http://img4up.com/up2/46831621551904616023.jpg)
![10[1].gif](http://img4up.com/up2/40163954474387136822.gif)

